السيد الطباطبائي
65
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب ( طبع قديم ) ( فارسى )
دهان زده سخنى نگويد او را به نادانى منسوب مىكنند . يا مثلا عادت بر اين جارى شده كه در نشستن در صدر مجلس ، تهافت به عمل مىآورند و قعود و جلوس در صدر را علامت بزرگى ، و تقدّم در ورود و خروج از مجلس را نشانهء عظمت مىگيرند ، و چرب زبانى و تملّق را دليل بر مردمدارى و حسن خلق تلقّى مىكنند ، و خلاف اينها را نشانهء حقارت و كم ارزشى و نبود موقعيّت و شخصيّت و سوء خلق . سالك بايد به توفيق الهى و امداد رحمانى از تمام اينها چشم بپوشد و از اين عالم خيال و وهم هجرت كند و اين عجوزه را سه طلاقه نمايد . در اين متاركه بايد سالك از هيچ نيروئى بيم و هراس نداشته باشد ، و از مذمّت مردم نهراسد ، و از ملامت و نكوهش افرادى كه خود را اهل فضل و دانش قلمداد مىكنند باك نداشته باشد ، چنان كه در جامع كلينى در روايت سكونى از حضرت صادق عليه السّلام از حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله روايت است كه : اركان الكفر أربعة : الرّغبة و الرّهبة و السّخط و الغضب . « 1 » و رهبت در آن به رهبت از مردم تفسير شده است در مخالفت عادات و نواميس و هميّهء آنها . و محصّل كلام آنكه بايد سالك از
--> ( 1 ) [ پايههاى كفر چهار است : رغبت ( ميل و گرايش ) رهبت ( ترس و بيم ) سخط ( نارضايتى و بيزارى ) و غضب ( خشم ) ] .